نوین کاو : یادگیری روش ها و آموزش های علمی


آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



جستجو


 



 

اعتماد سازمانی یک مفهوم یک بعدی نیست و در مطالعات مختلف اعتماد سازمانی در ابعاد گوناگون آزموده شده است. در این پژوهش تمرکز بر اعتماد سازمانی است، یعنی فضای کلی اعتمادی که در یک سازمان وجود دارد. به عبارت دیگر، زمانی که کسی اعتماد را در قالب اصطلاحات درون سازمانی ارزیابی می­ کند، در واقع اشاره به اعتماد کارکنان به مدیر و اعتماد مدیر به کارکنان دارد. سوای این روابط اعتمادی دوگانه، اعتماد متقابل در بین همکاران، تیم­ها و واحدهای کاری در سازمان نیز باید وجود داشته باشد(ارجنلی سگلام و متین[۱۷۲]، ۲۰۰۷: ۴۳). اعتماد دوگانه مدیر- کارمند به عنوان کلیدی که بر رفتارها در سازمان اثر می­ گذارد شناخته شده است. اعتماد به مدیر میزان ادراک و اعتقاد شخصی کارکنان در این مورد است که مدیر نهایتاًً به نفع کارکنان عمل خواهد کرد. اگر کارکنان به مدیران اعتماد داشته باشند، این اعتقاد در آن­ها شکل ‌می‌گیرد که سازمان کار درست را برای کارکنان انجام خواهد داد. در آن صورت، کارکنان احساس یگانگی، عضویت و شناسایی با سازمان خواهند داشت. در ضمن اگر در سازمان اعتماد وجود داشته باشد، کارمند احساس می­ کند که شغل او برای موفقیت سازمان حیاتی است. علاوه بر این کارکنان اضطراب کمتری داشته و اثر مثبت بیشتری بر سازمان خواهند داشت(ارتاک، ۲۰۰۸: ۴۶۵).

 

۱۳-۳-۲٫ انواع اعتماد در ارتباطات سازمانی

 

۱-۱۳-۳-۲٫ اعتماد مبتنی بر بازدارندگی

 

شکننده‎­ترین ارتباطات با اعتماد مبتنی بر بازدارندگی مهار می_شود. یک تخطی و یا یک ناهماهنگی ممکن است ارتباط را ضایع کند. این شکل از اعتماد مبتنی بر ترس از تلافی­‎جویی است آن­گاه که از اعتماد تو استفاده می‎شود. کسانی که ارتباط­شان این گونه است، آن­چه می­گویند عمل ‌می‌کنند، زیرا از عواقب به انجام نرسیدن وظایفشان هراس دارند. اعتماد مبتنی بر بازدارندگی تا جائی مؤثر است که امکان مجازات وجود دارد، عواقب کار روشن است و در صورتی که اعتماد مورد تخطی قرار گیرد، مجازات واقعاً اعمال خواهد شد. یک مثال از اعتماد مبتنی بر بازدارندگی ارتباط میان مدیر و کارمند است. انسان معمولاً در مقام یک کارمند به کارفرمای جدید خود اعتماد می­ کند، حتی اگر تجربه­ای که اعتماد خود را به آن متکی می­ کند اندک باشد. پیوند به وجود آورنده این اعتماد اقتدار کارفرما و مجازاتی است که می‌تواند در مقابل انجام ندادن بر کارمند اعمال کند.

 

۲-۱۳-۳-۲٫ اعتماد مبتنی بر آگاهی

 

بیشتر ارتباط سازمانی ریشه در اعتماد مبتنی بر آگاهی دارد. به عبارت دیگر، اعتماد مبتنی است بر پیش ­بینی­پذیری رفتاری که حاصل تجارب تعامل گذشته است. وجود چنین اعتمادی هنگامی است که شخص آگاهی لازم از افراد برای درک کافی و وافی کارکنان داشته باشد تا بتواند رفتار محتمل آنان را به درستی پیش ­بینی کند. اعتماد مبتنی بر آگاهی به جای اتکای به بازداری، متکی به آگاهی است. آگاهی از دیگری و پیش ­بینی­پذیری رفتار او جای قرار­دادها، مجازات­ها و ترتیبات حقوقی را که بیشتر معمول اعتماد مبتنی بر بازدارندگی است ‌می‌گیرد. این گونه اعتماد، به مرور، و بیشتر به عنوان کنش تجربه­ای که ایجاد اعتماد و با ارزش بودن می­ کند، به وجود می ­آید. هر قدر کسی را بهتر بشناسید پیش ­بینی صحیح­تری از رفتار او در آینده خواهید داشت. پیش ­بینی­پذیری اعتماد را تقویت می­ کند، حتی اگر پیش ­بینی کنید که دیگری قابل اعتماد نیست، زیرا راه­های سوء استفاده او از اعتماد را ‌می‌توان پیش ­بینی کرد. هر قدر با افراد دیگر ارتباط بیشتر و تعامل منظم­تر داشته باشید، این شکل از اعتماد بیشتر ایجاد خواهد شد و بیشتر به آن متکی خواهد بود. جالب این جاست که در سطح اعتماد مبتنی بر آگاهی رفتار متناقض لزوماًً سبب شکست اعتماد نمی­ شود.

 

۳-۱۳-۳-۲٫ اعتماد مبتنی بر شناسایی

 

زمانی که به بالاترین سطح اعتماد می­رسیم که میان دو طرف یک ارتباط عاطفی وجود داشته باشد. این نوع ارتباط به یکی از طرفین اجازه می­دهد که به عنوان کارگزار طرف دیگر عمل کند و در مراوده‌های افراد جانشین آن شخص شود. چنین اعتمادی را اعتماد مبتنی بر شناسایی می­گوییم. در اینجا وجود اعتماد بدین­خاطر است که هر دو طرف از قصد یکدیگر آگاهند و به خواسته‌آموزش‌ها و آرزوهای هم احترام می­گذارند. این تفاهم دو جانبه تا آنجا پیشرفت می­ کند که هر یک از دو طرف می ­تواند به گونه ای اثر بخش به جای دیگری عمل کند. در این سطح، کنترل در کمترین حد است. نیازی به مراقبت از دیگری نیست، زیرا وفاداری بدون قید و شرط وجود دارد .

 

بهترین نمونه اعتماد مبتنی بر شناسایی ازدواج طولانی مدت یک زوج خوشبخت است. شوهر به تدریج می­آموزد که چه چیزهایی برای زنش اهمیت دارد و پیش ­بینی همان اعمال را می­ کند، و زن، به نوبه خود، مطمئن است که آنچه برای شوهرش مهم است را پیش ­بینی می­ کند، بی­آنکه ناچار باشد بپرسد. شخص با شناسایی فزاینده می ­تواند مانند دیگری فکر کند، مانند دیگری احساس کند و مانند دیگری پاسخ دهد. در دنیای کاری امروز، بیشتر شرکت­های سهامی بزرگ پیوندهای اعتماد متکی به شناسایی را، که ممکن است در کارمندان سابقه دار ایجاد کرده باشند، شکسته­اند. قول و قرارهای وفا نشده، به آنچه روزگاری نامش پیوند و وفاداری بدون قید و شرط بود منجر شده است. احتمال دارد که جای آن نوع اعتماد را اعتماد مبتنی بر آگاهی گرفته باشد (پناهی،۱۳۸۷).

 

۱۴-۳-۲٫ دیدگاه­ های مختلف در خصوص اعتماد سازمانی

 

۱-۱۴-۳-۲٫ اعتماد از دیدگاه فلسفه

 

در قلمرو اندیشه و در ساحت فلسفه، اعتماد چندان مورد توجه قرار نگرفته و اغلب مفهوم آن مبهم و بیان نشده باقی­مانده و یا با مفاهیم دیگر در هم آمیخته و خلط شده است. افلاطون، هابز، هیوم و کانت[۱۷۳] تا حدودی به آن پرداخته­اند. کانت صداقت و قابل اعتماد بودن را در قلب نظریه اخلاقی خود ‌در مورد چگونگی زیستن انسان جای می­دهد. از دیدگاه پژوهشگران معاصر در حوزه فلسفه بی ­اعتمادی و بد گمانی در جوامع کنونی رو به افزایش دارد و اعتماد در بسیاری از نهاد­های مهم زندگی انسان­ها رو به زوال است.

 

۲-۱۴-۳۲٫ اعتماد سازمانی از دیدگاه تکاملی

 

از دیدگاه تکاملی اعتماد به سازگاری و انطباق بشر کمک کرده و در بقاء او مؤثر بوده است. بدون وجود اعتماد بشر نمی­توانست دوره ­های گذار زیستی، اجتماعی و تاریخی و به طور کلی تکاملی خود را سپری کند. در بسیاری از گونه­ های جانوری نیز اعتماد یا چیزی شبیه به آن نقش مشابهی را ایفا کرده و به بقاء آن­ها کمک می­ کند و در آنجا نیز در میان واحد زیستی خانواده و گروه ­های متعلق به یک گونه به چشم می­خورد.

 

۳-۱۴-۳-۲٫ اعتماد سازمانی از دیدگاه روان­شناسی اجتماعی

 

در روان­شناسی اجتماعی اعتماد به مثابه یک مفهوم در سه سطح عمل می­ کند که عبارتند از:

 

الف) اعتماد به یک فرد خاص (اعتماد رابطه­ای )

 

ب) اعتماد به دیگران و مردم در کل (اعتماد کلی یا عمومی)

 

ج) اعتماد به سیستم­های انتزاعی (مانند اینترنت)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1401-09-19] [ 06:16:00 ب.ظ ]




 

پاسخ های غیرکلامی:حرکات بدنی و بیان چهره ای که با رفتار کلامی همراه شود،یا اینکه چگونه فرد از نظر ظاهری ابراز وجود می‌کند.

 

مهارت های پردازش:مهارت‌های به موقع حاضر شدن،آغاز کردن گفتگو،و اینکه چطور فردی که ابراز مند است در فرایند تعامل متقابل رفتار می‌کند.که در ادامه به توضیح این مؤلفه‌ ها خواهیم پرداخت.

 

-محتوا

 

محتوای کلامی ابراز وجود می‌تواند به دو طبقه تقسیم شود.

 

الف).بیان حقوق ب).جزئیات(شرح و بسط دادن).

 

الف)بیان حقوق:بیان حقوق محور هر ابراز مندی می‌باشد،اظهارات بیان کننده حقوق،مستقیم،خاص و پر از احترام هستند.یک جمله مستقیم پیامی گویا،صادقانه و روشن را در بر می‌گیرد که احساسات،آرزوها،ادراکات یا عقاید مربوط را توصیف می‌کند.

 

ب)بیان جزئیات(شرح و بسط دادن):مؤلفه‌ های شرح و بسط دادن به صورت زیر طبقه بندی می شود:

 

۱-تفسیر کوتاه،صادقانه و غیر دفاعی برای بیان حقوق

 

۲-درک اثرات بیان حقوق روی شخص دیگر

 

۳-تحسین یا اظهار نظر مثبت که به سمت شخصی دیگر هدایت شود

 

۴-یک معذرت خواهی کوتاه به خاطر ناراحتی یا نارضایتی که از بیان حقوق نتیجه خواهد شد.

 

۵-تلاش برای رسیدن به توافق که حقوق مشروع(درست) در تعارض هستند

 

شماری مفهوم توضیحی همراه با یک عبارت ابراز مندانه وجود دارد که لیهان[۹۷] و اگان ۱۹۷۹ و راکوس،۱۹۹۷،نقل ازساندرز،۲۰۰۰)مطرح کرده‌اند.

 

خلاصه ای از این عبارت ها را در ارتباط با یک پاسخ ابراز مندانه آورده شده است.این عبارت های مفهومی،می‌تواند آشکارا برای ملایم کردن ابراز وجود و ایجاد تمایز بین پاسخ های ابراز مندانه و پرخاشگرانه تلفیق شوند.هدف مهم آن ها حفظ و نگهداری ارتباط دو طرفه افراد می‌باشد.

 

مؤلفه‌ های توصیفی در گزاره های ابراز وجود(لینهان و اگان[۹۸]،۱۹۷۹ و راکوس[۹۹]۱۹۹۷،نقل از جونز۲۰۰۰).

 

-یک تأخیر کوتاه یا یک مکث مختصر،قبل از پاسخ دادن،چنانچه این امتناع به صورت زننده و خشن به نظر نیاید.

 

-یک وصف برای قدردانی و یا تمجید برای ایجاد محبت و ایجاد تعارف

 

-یک توصیف برای الزام در نشان دادن خود فرد(من باید تلاش کنم تا کارم را قبل از وقت ناهار تمام کنم).

 

-نشان دادن همدلی با دیگران(من می دانم شما به آینده می نگرید).

 

-یک عذرخواهی کوتاه برای پیامد های نتایج(متاسفم شما به ناهار نرسیدید).

 

مؤلفه‌ های فرا زبانی:

 

-نهفتگی

 

-طول مدت پاسخ

 

-فصاحت و روانی کلامی

 

-بلندی صدا

 

-آهنگ صوت

 

-قاطعیت

 

فرایند:

 

روشی است که پاسخ های ابراز مندانه می‌تواند به موفقیت های سرنوشت ساز منتقل شود.‌بنابرین‏ تنظیم زمان بیانیه ها و پاسخ های غیر کلامی ضروری است.اگرچه یک تغییر جزئی در امتناع آغازشگری مهم است،پاسخ های ابراز مندانه باید بدون مکث های طولانی ارائه شود،زیرا اگر کسی در حین صحبت مکث کند،شنونده ممکن است نفهمد که آیا صحبت تمام شده است یا خیر. از این جهت ممکن است به طور آگاهانه یا نا آگاهانه به ‌عنوان یک فن برخورد”پرخاشگر-منفعلانه”از آن استفاده کرد(ریس و گراهام،۱۹۹۱؛نقل از حاج حسنی،۱۳۹۱).

 

مهارت های کنترل محرک نیز مهم هستند.این مهارت‌ها به دستکاری محیط یا افراد دیگر برای ایجاد پاسخ ابراز مندانه موفقیت آمیزتر،اطلاق می شود.برای مثال از کسی درخواست می کنید که در اتاق شما بایستد به جای اینکه در یک راهرو به بحث بپردازد،زیرا شما در اتاقتان راحت تر هستید،احساساتتان نسبت به مکانی که او در آن قرار دارد و در چگونگی پاسخ دادن او بسیار مهم است.

 

استفاده از تقویت نیز به سه دلیل مهم است.اول اینکه پاداش دادن به افراد دیگر در واقع استفاده مثبت از ابراز وجود است،کسی که یک تکلیف را خوب انجام می‌دهد،حق دارد انتظار پاداش داشته باشد.دوم اینکه پاداش در کاهش هر احساس منفی که از ابراز وجود جلوگیری می‌کند،مؤثر می‌باشد.سوم اینکه پاداش کمک می‌کند که افراد دیگر به طور مناسب برای آینده اشان تصمیم بگیرند و رفتار کنند(جونز،۲۰۰۰).

 

-سطوح متعادل تماس چشمی

 

-استفاده از حالت‌های آرام طی صحبت

 

-خوب گوش کردن

 

-ایستادن به صورت صاف و عمودی با جهت مستقیم بودن

 

-فاصله بین فردی در حد متوسط

 

-اجتناب از حالت‌های نامناسب مربوط به صورت

 

مهارت های پردازش

 

-پیش قدم شدن و پافشاری

 

-زمانبندی پاسخ:به اعتقاد(اتلر۱۹۷۵،نقل ازساندرز،۲۰۰۰)افراد جرات مند بیشتر از افراد غیرجرات مند صحبت می‌کنند و در لحظات مناسب اجتماعی سکوت می‌کنند و زمانی که دعوت به صحبت می‌شوند به طور ابرازمندانه پاسخ می‌دهند.

 

مؤلفه‌ های پنهان ابراز وجود

 

منظور از مؤلفه‌ های پنهان رفتار ابراز وجود،مهارت های شناختی هستند.این مهارت های شناختی،مؤلفه‌ های اصلی ‌در مورد مهارت های اجتماعی هستند و آن ها به فرد اجازه می‌دهند که اطلاعات را طبقه بندی و دستکاری کنند و برای خودگردانی آگاهانه رفتار،ضروری هستند(کپاران و همکاران،۲۰۰۹ نقل از یار محمدی،۱۳۸۳).

 

این مؤلفه‌ های شناختی عبارتند از:

 

دانش:برای ابراز وجود فرد باید از حقوق خود و نحوه احقاق آن ها با خبر باشد.

 

در بیان حقوق بشر برای ابراز وجود ،افراد،به ویژه در جوامع فرد گرا،با تأکید بر حقوق فردی باید از دانش حق کنترل بدن،وقت و دارایی،حق آزادی انتخاب و حق خیال پردازی برخوردار باشد.

 

جملات خود گویی:مایکنبام[۱۰۰]،باتلر[۱۰۱] و گراسون[۱۰۲](۱۹۸۱،نقل از هارجی و دیکسون،۲۰۰۰)بر این نکته تأکید کردند که “گفت گوی درونی منفی”طبقه ای از شناخت هاست که با پاسخ دهی شایسته اجتماعی تداخل می‌یابد.جملات منفی با جملات زیر نشان داده می‌شوند:

 

اگر صحبت کنم دستپاچه و شرمنده خواهم شد.

 

او مرا دوست نخواهد داشت مگر اینکه با او موافق باشم.

 

جملات خود گویی مثبت جملاتی نظیر جملات زیر می‌باشند:

 

“عقاید من با ارزش هستند”

 

“من حق دارم در کارم ابراز وجود کنم”.

 

انتظارات:انتظار یک رفتار شناختی است که پیش‌بینی خاصی درباره عملکرد در یک موقعیت ویژه را ایجاد می‌کند.افراد دارای مهارت ابراز وجود نسبت به افرادی که فاقد ابراز وجود هستند،انتظار دارند که ابراز وجود نتایج کوتاه مدت مثبت بیشتری را تولید کند تا اثرات منفی.”

 

باورهای فلسفی:باورهایی که به طور مستقیم با ابراز وجود در ارتباطند عبارتند از:

 

الف)پذیرش ناکامل بودن:من انسان هستم و جهانم خیلی پیچیده است،‌بنابرین‏ ممکن است حتی زمانی که موقعیت برایم بسیار مهم است،از من نیز اشتباهاتی سر بزند.

 

ب)پذیرش عدم تأیید اولیه:راهی وجود ندارد که من بتوانم همیشه از کسانی که برایم مهم هستند راضی باشم،حتی نیازهای آن ها را زودتر از نیازهای خود برآورده کنم،زیرا جهان خیلی پیچیده است و خیلی ناپایدار.

 

پ)فاجعه آمیز نبودن:پیامد های منفی ناگوار،ناراحت کننده،ناخوشایند و یا شاید بد هستند،اما وحشتناک،فاجعه آمیز،افتضاح یا غیر قابل تحمل نیستند.من سعی خواهم کرد مشکلات را در زمان ممکن حل کنم و حتی زمانی که تغییر امکان پذیر نباشد،من با آن سازگار می شوم.

 

ت)فعالیت:فعالیت باعث می شود احتمال رسیدن به آرزوهایم افزایش یابد.

 

ث)خود ارزشی:من حقوقی مساوی حقوق دیگران دارم،نه چیزی بیشتر و نه چیزی کمتر(هارجی۲۰۰۰).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:18:00 ب.ظ ]




 

۱۲- مسائل جنسی: اگر چه زناشویی سعادتمندانه فقط تا اندازه‌ای مربوط به روابط لذت‌بخش جنسی است، ولی این روابط یکی از مهمترین علل خوشبختی یا عدم خوشبختی زندگی زناشویی است، زیرا اگر این روابط ‌قانع کننده نباشد، منجر به احساس محرومیت، ناکامی و عدم احساس ایمنی گردد. طبق نتایج تحقیقات انجام شده، مسئله رضایت جنسی از لحاظ اهمیت در ردیف مسائل درجه اول قرار دارد (عطاری و همکاران، ۱۳۸۸).

 

فصل دوم: پیشینه پژوهش

 

۱۳- صمیمت، توجه و علاقه: بدون تردید، مهمترین کیفیت یک ازدواج خوب صمیمیت است. تمایل و توجه، یعنی باور داشتن و این باور را انتقال دادن به زوج. دو نشانه مهم تمایل و توجه به همسر، توجه به رفاه او و آمادگی برای کمک و حمایت از اوست.

 

۲-۱-۲- رویکرد ارتباطی ستیر

 

۲-۱-۲-۱- سیر تاریخی و مبانی مؤثر بر دیدگاه ارتباطی ستیر

 

ستیر در سال ۱۸۵۱ در شیکاگو به عنوان مددکار اجتماعی وارد کار خصوصی شد. کار بی­نظیر او زمانی روی زبان­ها افتاد که با یک بیمار زن جوان مبتلا به اسکیزوفرنی کار می­کرد، مادر آن زن از دست ستیر به دادگاه شکایت کرد، اما ستیر به جای گرفتن حالت تدافعی از مادر

 

دعوت کرد که به درمان بپیوندد، سپس از پدر و پسر ارشد خانواده خواست که به جلسه درمان بیایند که تعادل خانوادگی به دست آید.

 

ستیر تحت تاثیر کارموری بوون[۲۷] و دان جکسون[۲۸] با خانواده­های اسکیزوفرنیک قرار گرفت. ‌بر اساس نظریه ستیر: انسان‌ها دارای پتانسیل رشد و تکامل هستند (سیمون ۱۹۸۹). ستیر را به عنوان استاد ارتباط و مبدع نظریه ارتباطات خانوادگی می­شناسند.۱۳۸۱)

 

۲-۱-۲-۲-نظریات ستیر درباره خانواده

 

اگرچه خانم ستیر در رابطه با خاانواده­ها فعال و رهنمودی بود ولی بر اهمیت همدلی توجه مثبت و صداقت در سیستم­های خانواده تأکید داشت. درمانگر باید طوری رابطه بر قرار سازد که به ایجاد نوعی ارتباط مفید و کار آمد کمک کند. ارتباط مفید به جوی نیاز دارد که بتوان درباره هر چیزی بحث کرد، هر چیزی را پرورش داد وهیچ چیزی در آن وجود نداشته باشد که فرد را عقب نگه دارد این موقعیت درمانی را زمانی ‌می‌توان در خانواده ­ها به وجود آورد که درمانگر بتواند با هر یک از اعضای خانواده همدلانه، دلسوزانه و همنوا رابطه ‌برقرار کنند درمانگر به جای اینکه بی­رهنمود باشد باید فورا به اعضای خانواده رهنمود دهد و آن ها را به سمت احساساتی که در ارتباط­های نامناسبشان حذف ‌شده‌اند هدایت کنند. (گلدنبرگ، گلدنبرگ، ۱۳۸۵).

 

برجستگی کار ویرجینیا ستیر، افزایش عزت نفس افراد در خانواده به منظور ایجاد و تغییر در نظام میان فردی آن ها‌ است. او بین عزت نفس و ارتباط، یک همبستگی مستقیم یافته

 

فصل دوم: پیشینه پژوهش

 

است و عزت نفس پایین را با ارتباط ضعیف همخوان و هم پیوند می­داند. او خانواده را یک نظام کل نگر می­داند. نقش‌ها اثرهای عمده­ای بر کارایی مؤثر خانواده از طریق نفوذ قواعد، فرایندهای ارتباطی و پاسخ به فشارهای روانی دارند. هنگامی که اعضای خانواده از همۀ رویدادهایی که در زمان حال تجربه ‌می‌کنند، آگاه شوند. می‌توانند هم به عنوان فرد و هم به عنوان خانواده رشد کنند. هدف اصلی، یکی سازی رشد هریک از اعضای خانواده با یک پارچگی و سلامت نظام خانواده است (کارسون و همکاران، ترجمه نوابی نژاد، ۱۳۸۴).

 

جایگاه محوری ویرجینیا ستیر در تاریخ جنبش خانواده درمانی موضع بی­همتایی دارد ، چونکه تنها زن و یگانه مددکار اجتماعی است که در میان روانپزشکان مذکر سفید پوست به چشم می‌خورد. در واقع ، شاید او از اکثر همتایان مذکرش زودتر به کار با خانواده ­ها پرداخته

 

باشد. ستیر به همراه آکرمن معمولاً در زمره اولین و پرجاذبه­ترین رهبران این حوزه به شمار می ­آید، با اینکه ستیر به خاطر پیوند آغازینش با MRI طرفدار رویکرد پیام رسانی جلوه می­کرد، کارش در اسالن که مرکزی رشدنگر بود، او تشویق کرد تا چهارچوب انسان گرا را به رویکرد خویش اضافه کند و شماری از فنون رشد افزا (مثلاً آگاهی حسی، رقص ماساژ، و فنون رویارویی گروهی ) را به منظور تحریک احساسها و تصریح الگوهای پیام رسانی خانواده به کار گیرد. ستیر (۱۹۸۶) در آخرین تالیفش رویکرد خود را « الگوی فرایند اعتبار یابی انسان » نامید؛ در این رویکرد، درمانگر و خانواده نیروی خود را به هم درمی آمیزند تا فرایند ذاتی افزایش سلامت روان را در خانواده به تحریک درآورند. ستیر خانواده را یک نظام متوازن می­دانست. مخصوصاً او مایل بود « بهایی » را که نظام برای حفظ توازن کلی آن واحد «می پردازد» تعیین می‌کند؛ یعنی، او نشانه های اختلال در هر عضو را علامتی دال بر وقفه رشد و کمال می­داند که برای نظام خانوادگی ارزش تعادلی دارد، چرا که خانواده باید این انسداد و تحریف رشد را به شکلی در تمامی اعضای آن به وجود آورد تا توازن آن حفظ شود. عامل مهم دیگر در رشد و کمال فرد عبارت است از مثلث روان، بدن، و احساس. قسمتهای بدن غالبا از معنایی استعاری برخوردارند، هر قسمت معمولا ارزشی مثبت یا منفی دارد که صاحبش ارزش آن را تعیین می­ کند. برخی محبوب هستند، سایر قسمتها نامحبوب­اند، و برخی را نیز باید تحریک کرد. ستیز با بهره گرفتن از عملی که آن را ضیافت اندامها می­نامند، درمانجو را ترغیب می­ کند تا از این اجزا آگاهی یافته و یاد بگیرد که از آن ها « به شیوه هماهنگ و یکپارچه » استفاده کند (گلدنبرگ، ۱۳۸۵-۱۹۳-۱۹۵ ).

 

او معتقد است که کاهش کیفیت زندگی و افزایش تعارض زناشویی باعث به ­وجود آمدن نظامهای خانوادگی ناکارآمد می شود. پیامد نظامهای خانوادگی ناکارآمد عزت نفس پایین

فصل دوم: پیشینه پژوهش

 

و رفتار تدافعی است. درحالی که انگیزه اساسی بشر تقویت اعتماد به نفس و دفاع از آن علیه تهدیدات وارد شده است(ستیر،۱۳۸۴).

 

هر خانواده وضعیت و فضای عاطفی منحصر به فرد دارد و روش اداره و نوع عملکرد آن ها با یکدیگر متفاوت است، برای همین دانشمندان و صاحب نظران تقسیم بندهای مختلفی از خانواده ارائه می­ دهند. شرفی) ۱۳۸۱ )خانواده را از حیث کیفیت روابط درونی و میزان استحکام به چهار دسته: خانواده متلاشی[۲۹]، متزلزل[۳۰] ، متعادل [۳۱] و متعالی[۳۲] تقسیم ‌کرده‌است.

 

اما در یک تقسیم بندی کلی تر ویرجینیا ستیر( ۱۹۸۰) بیان می‌کند که ‌می‌توان انواع خانواده را در دو دسته بالنده [۳۳] و آشفته [۳۴] که دارای جو عاطفی سازنده و مغلوب هستند در نظر گرفت(نوابی نژاد،۱۳۸۱).

 

۲-۱-۲-۳- نقش ها در نظریه ستیر

 

ستیر ارتباط تدافعی را به چهار سبک طبقه بندی کرد که او به آن ها«حالت‌های بقا»[۳۵] اطلاق داد:۱-سازشگر[۳۶] ۲-سرزنشگر[۳۷] ۳-ابر منطقی[۳۸] ۴-بی­ربط گو[۳۹] .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:47:00 ب.ظ ]